داستان از آنجا شروع می شود که خبری در فضای مجازی عموما، و در فیسبوک به طور خاص به سرعت و همراه با ابراز احساسات و شادی جماعت خارج نشین در دنیای مجازی منتشر می شود که آمریکا ویزای مولتیپل دوساله می دهد به جماعت دانشجوی ایرانی. یعنی دانشجوهای ایرانی دیگر کمتر با مشکل ورود و خروج به خاک آمریکا مواجهند و می توانند با اخذ ویزای چندبار ورود آمریکا به مدت دو سال، به دفعات نا محدود از آمریکا خارج شوند و مجددا به آن بازگردند. یعنی به نوعی مشکل رفت و آمد و دلتنگی دانشجو ها و خانواده هایشان قرار است حل شود و آنچه حق مسلم هر انسانی در قالب تجدید دیدار با خانواده و بستگان است، به عنوان تحفه ای ارزشمند به جوانان ایرانی هدیه می شود. وزیر امور خارجه ایالات متحده راسا خبر این منت بزرگ بر سر جوانان ایرانی را در نطقی به اطلاع می رساند و در پایان اعلام تصمیم جدید، حاشیه جالب و مهمتر از متنی هم می زند:
“… ما گفت و شنود و مبادله بیشتری را با کسانی از شما که درحال شکل دادن به آینده ایران هستید خواستاریم. ما دوست داریم بتوانیم آنچه را که از نظر ما جنبه های مثبت آمریکاست با شما به اشتراک بگذاریم. زیرا تا زمانی که دولت ایران به سرکوب توانائی های بالقوه شما ادامه می دهد، ما در کنار شما خواهیم ایستاد. ما از آرمان ها و حقوق شما حمایت می کنیم و به جستجوی خود برای یافتن راه های تازه ای به منظور پدید آوردن فرصت های بیشتر در جهت ایجاد تغییر واقعی در ایران ادامه خواهیم داد. متشکرم.” جمعه، 20 می 2012
این هم لینکش در یوتیوب برای آنها که فیلتر را زبانم لال، دور می زنند.
ما هم به زعم خودمان می گوئیم از قافله عقب نمانیم و اهداف پلید ایالات متحده را در پس این لطف و محبت مثال زدنی برملا کنیم. به اصطلاح اهل فن، “لینک” را “شیر” می کنیم و زیرش می نویسیم:
” واقعا اشک جمع می شه تو چشای آدم از این همه ابراز محبت و مردمداری دولت ایالات متحده و علی الخصوص سرکار خانم کلینتون نسبت به دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا که بدون هیچ چشمداشت و طمعی نسبت به ایران و ایرانی و صرفا از روی انسان دوستی و پاسخ به درخواستهای مکرر ایرانیان مقیم، عنایت می فرمایند و ویزای مولتیپل دوساله می دهند. البته انصافا برای رفقای مشغول تحصیل در آمریکا خوشحال شدم.”
از اینجا به بعد، خانم کلیتنون می رود و با “لایک” کردن سه نفر از رفقا ذیل لینک ما، ماجرا بین ما و دوستان ادامه پیدا می کند. در ادامه، بدون هیچ توضیحی، به ترتیب زمانی متن ها عینا نقل می شوند، تنها با دو ویرایش: اول اینکه متن های فارسی دوستان را که با فونت انگلیسی تایپ شده بود به فارسی برگردانده ام و دوم، یکی دو ایراد تایپی پاسخ های خودم را برطرف کرده ام. علامت تعجب ها و سایر موارد نگارشی عینا از متن اصلی نقل می شوند.

بازیگران به ترتیب ورود به صحنه:
1- هیلاری کاف
2- ما
رفقا (در نقش لایک کن): 3- سید احسان نون 4- رضا صاد 5- عاطفه الف 6- وحید الف
دوستان (در نقش کامنت گذار): 7- حمیدرضا الف 8- امیر الف 9- سبحان ب
———————————————————————-
سید احسان نون، رضا صاد و عاطفه الف متن نوشته ما ذیل لینک خانم کلینتون را لایک می کنند.
حمیدرضا الف (متن ها عمدتا انگلیسی تایپ می شوند):
خوب وقتی اینجا ستاره دار می شی، یا بهائی باشی و تو مملکت خودت نشه درس بخونی، یا احیانا به علت تقلب وزارت بهداشت تو امتحان دستیاری، نشه ادامه تحصیل بدی تو مملکت خودت، یا هزار جور سهمیه و الویت غیر علمی وجود داشته باشه، تنها راه باقی مونده رفتنه! اینطور نیس!؟!؟! من که شخصاً از ایشون ممنونم! (وحید الف این را لایک می کند)
ما (همه متن ها فارسی تایپ می شوند):
حمیدرضای عزیز، بنده منکر وجود بعضی مشکلات در کشور نیستم، اما عمیقا معتقدم که آمریکا با این ژست آزاداندیشی و تمدن، خود مشکلات عدیده ای دارد و چه بسا مشکلاتش کمتر از مشکلات مملکت من و شما نباشد. اصولا برایم زور دارد و البته خنده دار است که وزیر امور خارجه متکبر ایالات متحده اینطور در مورد کشورم صحبت کند. تخلف و بداخلاقی همه جای دنیا هست اخوی، منتها چشم و گوش من و شما پر است از خوبیهای آمریکای متمدن و بدی ها و کژی های خاور میانه درهم و برهم عقب مانده! اتفاقا فکر می کنم ویزای مولتیپل دوساله آمریکا که خانم کلینتون به جوانان ایرانی پیش کش فرموده اند در راستای اثبات و تثبیت همین نگاه غلط به شرق و غرب عالم است. (سید احسان نون این را لایک می کند)
حمیدرضا الف:
سوء تفاهم نشه، من نمی گم اونجا ایرادی نداره! حرف من اینه که اینجا دیگه اکسیژن برای نفس کشیدن بعضیها نیست!!!!!! لذا مجبورن برن! و این احمقانهترین ضلمیه که جمهوری اسلامی به مردم خودش می کنه!
امیر الف (همه متن ها انگلیسی تایپ می شوند):
بردار عزیزم سلام عرض شد. اگه بلاد کفر خصوصا آمریکا بده پس تحصیل در اونجا هم جایز نیست همه باید برگردن ایران و همینجا تحصیل کنن ما که تو همه زمینه ها پیشرفت کردیم اینم روش و به قول شما گور پدر استکبار جهان خوار خصوصا آمریکا.
ما:
سلام امیر. ببخشید، ولی مطلبی که نوشتی مرتبط با بحث نیست. من به هیچ وجه استفاده و بهره برداری از امکانات و شرایط مناسب تحصیل و تحقیق در آمریکا و ایضا کانادا و اروپا رو نفی نمی کنم و فکر می کنم می شود و باید از آن بهره برد، منتهی در نهایت به نفع مملکت و … و با وسواس نسبت به حل نشدن در محیط و فرهنگ اینجا. به هرحال ادبیات متکبرانه دولت آمریکا و ژست های مسخره انساندوستی و مردمداریش قطعا مردود است و ربطی به درس خواندن دانشجویان ایرانی در آمریکا ندارد.
امیر الف:
مسلما مردمداری و ژست انسان دوستی آمریکا خنده داره همونطور که این کار از جانب ایران هم اگه بود خنده دار بود ولی مساله اینه که وقتی امکانات در دست یه قدرتی هست ناچار باید با اون قدرت کنار اومد نه اینکه جلوی قدرت ایستاد و به اون دهن کجی کرد متاسفانه ما همیشه داریم همین کارو میکنیم و کشورمون رو از این امکانات بی بهره میکنیم.
ما (در دو کامنت متوالی):
والا چه عرض کنم؟! بستگی داره چه جوری بخوای حساب کنی، اما تا اونجایی که به ما یاد داده اند، صرف اینکه یکی قدرت داشته باشه، دلیل نمی شه که با اون کنار بیاد آدم. ظاهرا یه موقع هایی هم حتی برعکس، دهن کجی هم لازمه. البته دقت داشته باش که فعلا، این خانم مغرور داره دهن کجی می کنه و حرف زور (و مفت) می زنه و جالب اینجاست که ظاهرا این ما هستیم که باید رفقایمان را قانع کنیم که طرف داره به غرور و حیثیت ملی من و شما دهن کجی می کنه و کارش و حرفش محکوم و باطله. کلا روزگار جالبی است. (سید احسان نون این را لایک می کند)
حمیدرضا الف:
به غرور و حیثیت ما توهین نکردن ایشون! به نظام حاکم ظالم توهین کردند!
سبحان ب (همه متن ها فارسی تایپ می شوند):
در جواب “و با وسواس نسبت به حل نشدن در محیط و فرهنگ اینجا”: پیشرفت اجتماعی و صنعتی بر پایه فرهنگ شکل میگیره. به عبارت دیگر دلیل تفاوت شرق و غرب در فرهنگها و آموزههاشون هست. سرمایه غرب ثروت زیاد و تکنولوژی و غیره نیست، بلکه فرهنگی هست که در اون احترام به حقوق دیگران نهادینه شده. تعصب داشتن روی فرهنگی که هر کسی صرفاً به خاطره به دنیا اومدن در یه نقطه خاص باهاش بزرگ شده به نظرم منطقی نیست. تا حدودی موافقم که این بحث ویزا ژستی بیش نیست، اما کی تو این دنیا ژست نگرفته؟ رفتار آمریکا دوگانه هست قبول، رفتار جمهوری اسلامی چی؟ همونطور که برای (فقط بعضی از) عربها حق اعتراض قائل هست، برای مردم ایران هم این حق رو قائل هست؟ اما جدا از این حرفها به نظرم حقیقت معلومه (و تلخ)، به عقیده خیلی از تحصیل کردههای ایرانی، ایران جای خوبی برای زندگی نیست…
ما:
به حمیدرضا الف: راستش به ما که برخورد، چون هرچه هم به عملکرد نظام جمهوری اسلامی منتقد باشیم، برایمان این جور حرفها از زیان امثال وزیر خارجه بزرگترین مستکبر دنیا زور دارد اساسی. اما خوب، شما خود دانید.
به آقا سبحان: در استفاده از عبارت “حل شدن”، بسیار دقت کردم و امیدوار بودم که تو و بقیه دوستان هم به آن دقت کنید. اگر پیشرفت و ترقی ظاهری غرب، همه بر اساس فرهنگ ها و آموزه های آن است و ناگزیر باید برای دست یافتن به آن، همه آن آموزه ها و ارزشها را پذیرفت، چنین پیشرفتی ارزشی ندارد و “حل شدن” در آن، به نظرم عین پسرفت است. وقتی می گوییم “وسواس نسبت به حل نشدن در محیط و فرهنگ اینجا”، یعنی اتفاقا هوشیاری نسبت به خطر بروز تفکراتی از همین دست که لازمه پیشرفت مادی، تن دادن به همه لوازم فرهنگ غربی است. این چیزی است که غرب و در راس آن آمریکا، به مدد پیشرفت تکنولوژیک خود، در پی اثبات و تحمیل آن است، یعنی اثبات ایدئولوژی با ابزار تکنولوژی. من هم می فهمم که آن چیزی که امروز من و شما در کانادا و اروپا و سایرین در آمریکا و جاهای دیگر می بینند، یک شبه در ایران و خاورمیانه و جهان اسلام محقق شدنی نیست، اما فکر می کنم لازمه تحقق آن، اتفاقا بازگشت ما به اصول مترقی اسلام است که در تاریخ بارها عملکردش و دستاوردهای مادی و معنویش به اثبات رسیده است و جالب اینکه از پیامبر نازنین همان اسلام نقل است که “اطلبوا العلم من المهد الی اللحد” و یا “اطلبو العلم ولو بالصین” و البته صدها نقل و آیه صریح دیگر در متون خاک خورده ما در اهمیت رعایت عملی معنویات و اخلاق در زندگی. فکر می کنم رعایت همه اجزاء فرهنگ اسلامی، ما را نه تنها به غرب خواهد رساند، بلکه به شهادت تاریخ، غرب را وامدار ما خواهد کرد. مشکل فقط اینجاست که امثال بنده بیشتر دم از مسلمانی می زنیم و کمتر به لوازم واقعی آن پایبندیم برادر من.
حمیدرضا الف (در پنج کامنت متوالی):
دقیقا، مثلا سست کردن بنیاد خانواده با صیغه! یا توجیه تجاوز به افراد، یا نصف قیمت بودن انسانی در برابر اون یکی! اگه اسلام رو با این دید می خواین اجرا کنید، از الان میگم پسرفته نه پیشرفت! با همچین برداشتهایی، نه تنها به اونا، بلکه به خیلی عقبتر از اونها هم نمیرسیم! محاله! در ضمن، بلا نسبت شما، وقتی به قول خودت اجرا نمیشه اصول اسلامی، وقتی در صحیفهٔ سجادیه بعد انقلاب حدیث حضرت مبنا بر اینکه تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور بی معنا و موجب خونریزیه، حذف میشه، دیگه چه فایدهای داره این نظام! بزارن در کوزه آبشو بخورن که احادیث رو سلکتیو چاپ میکنن، مراجع رو خونه خراب میکنن! چون این چیزا به اسم دین انجام میشه، همون بهتر که اصلا نظام اسلامی نباشه! از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مثل کنید!!!! بنده شخصاً تو همین نظام به اصطلاح اسلامی، دیدم که آقای بسیجی، بردار عزیز ارزشی و به اصطلاح مؤمن، گیس دختر نامحرم مردم رو گرفته رو آسفالت میکشه!، پس حرف از استکبار نزنیم بهتره، چرا که خودمون اینجا مستکبر که هیچی! بت ساختیم و می پرستیم! و هرکاری هم داریم توجیه میکنیم در جهت بقای این بت!!! این نظام نه تنها ارزشهای اسلامی رو حاکم نکرده، بلکه ارزشهای انسانی رو هم از بین برده! این نظام سالهاست که تو قلب مردم مرده! بیخود سعی در احیاش نکنید. (سبحان ب این را لایک می کند)
ما:
موضوع جدیدی در نوشته هایت نمی بینم آقای حمیدرضا الف. به نظرم در آنچه نوشته ام به عمده این مواردی که شما قبلا در جاهای دیگر گفته ای و دوباره هم تکرار کرده ای، به حد کافی اشاره کرده ام. مبنای اختلاف نظر من و شما به نظرم این مصادیق نیست که شما بعضی از آنها را پررنگ کرده ای، بعضی غلطند و بعضی درست، و یا موارد دیگری که من هم مثل شما دیده یا شنیده ام. داستان، اعتقاد به حقانیت احکام اسلام و مهمتر از آن تلاش در جهت پیاده کردن آنها (چه در قالب حکومت و چه در سایر شئونات زندگی) است. به نظرم اینکه من و شما و بقیه مقهور قدرت ظاهری امثال آمریکا شویم و اعتماد به نفس و امیدمان به ساختن و اصلاح امورات زندگی فردی و جمعیمان بر مبنای اسلام را در مقابل شعبده جذاب پیشرفت غربی از دست دهیم، به مراتب بسیار خطرناک تر و دردناک تر است از اینکه شاهد حماقت (یا حالا به قولی جنایت) عده ای احمق و نادان و نابکار در جمهوری اسلامی باشیم، چون آثار “اولی” را بسیار سخت تر و دیرتر و با صرف هزینه بیشتر نسبت به “دومی” می توان از ذهن ها زدود، هرچند دومی هم مرارت و سختی بسیار می طلبد. امیدوارم متوجه باشی که منظور توجیه ناراستی ها و مشکلات کشور نیست. چون شخصا فکر می کنم سرپوش گذاشتن و توجیه صرف و دم نزدن از مشکلات، کمکی به حل آنها نمی کند که هیچ، آنها را پیچیده تر و عمیق تر هم می کند. البته در نحوه بیان و هدف از طرح و پررنگ کردن مشکلات مختلف هم به نظرم ملاحظاتی هست، اما با اصل آن و به نیت اصلاح شخصا موافقم.
درآخر (یعنی بعد از این مطالب اینجا را شخصا ادامه نخواهم داد) دوست دارم به چند نکته اشاره کنم:
1. اینبار هم مثل دفعه قبل، دوستان عمدتا حول مسائلی بحث کرده اند که ارتباط مستقیمی با موضوع طرح شده نداشت. شاید البته این طبیعت مباحثی از این دست و در این محیط باشد.
2. اینکه در خلال متنی و نظری، چندین موضوع فنی و مورد اختلاف و دقیق که لازمه پرداختن به آنها، صرف وقت و بیان مقدمات و جزئیات مختلف است را به یک باره بیان کنیم و درظاهر طرف مقابل را با تعداد بی شماری سوال و ابهانم و اتهام روبرو کنیم و منتظر جواب در کامنت بعدی باشیم، به نظرم روش جالبی نیست. لااقل جایش اینجا و ذیل لینک افاضات خانم کلینتون نیست. شاید فضاهایی مثل فیس بوک، همه ما را به این سمت سوق داده است که خلاصه و صریح و موجز، نظر بدهیم و ایراد بگیریم و منتظر دقت و حوصله و بررسی جوانب امر نمانیم و این، انصافا مشکلی است که بسیاری از ما در هر طرف هر بحثی در اینجاها به آن دچاریم. مثلا راجع به دیه و ارث و حقوق زن و مرد و امثال آن، بحث مفصل است و پرداختن به آن مستلزم طرح یک سری مقدمات که بماند
3. خواهشا از این به بعد، سعی کنیم فارسی بنویسیم. باور کنید پیگیری موضوع با فونت فارسی بسیار جالب تر و جذابتر و کمتر خسته کننده است. خلاصه اینکه آقا جان، فارسی را فارسی بنویس – دم آقا سبحان گرم.
4. آمریکا فعلا و تا اطلاع ثانوی برای ما همان شیطان بزرگ است.
سبحان ب:
به نظر من هم اختلاف اساسی تر از این حرفها هست. وقتی به چیزی ایمان داشته باشی، هر اشکالی که توش ببینی براش یه توجیهی میتراشی. وقتی به فرد/ساختاری هم ایمان داشته باشی هر اتفاق نایمنی رو توجیه میکنی. میدونم که برای همین حرفم هم جواب داری، این بحثها تمومی نداره، چون خیلی سخته با منطق کسی رو که ایمان داره توجیه کنی که اشتباه فکر میکنه. بعضی وقتها آدم لازمه از بیرون به خودش نگاه کنه و فکر کنه که چرا و به چه صورتی یه سری اعتقادات وارد ذهنش شده و اینکه نسبت اعتقادات ما با حقیقت چیه.
صحنه با خروج خانم کلینتون که قبلا رفته است پی کارش و ما و رفقا و دوستان، تاریک می شود.