خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

از نسل ابراهیم

Hi Muhammed, how are you doing? Nice to meet you again…

اینا رو Craig می گه وقتی من و دوستم به او و دوستش می رسیم.! اینجا اسممون شده “موحامِد”. اسم کامل که خوب حسابی طولانیه، مخصوصا برای جماعت تنبل اینجا که اسم کوتاه و سرراست خودشون رو هم می شکونند و “نیک نِیم” می سازن. ضمنا زبونشون به گفتن “هاء ساکن” مَهدی هم نمی چرخه، می شه چیزی شبیه “مَدی” که خوب زیاد جالب نیست!

قراره هفته ای یه ساعت با هم حرف بزنیم راجع به مسیحیت و کتاب مقدس. جلسه دوم منه و جلسه سوم دوستم. قبل از این راجع به کلیات کتاب مقدس و بخش بندی های اون و این چیزها حرف زده ایم. Craig خودش رو جزء هیچ کدوم از اون دسته های معروف مسیحی نمی دونه و می گه ما به اصل مسیحیت اولیه، به تعبیری – مسیحیت ناب عیسوی!- دعوت می کنیم. می گه کلیسای کاتولیک و کلا ارتودوکس ها و پروتستان ها و همه بیشتر دنبال پول درآوردن از جیب مردمند و به شکلی منحرف. کارش صرفا تبلیغ همین نگاه به مسیحیته و حرف زدن برای این و اونی مثل ما. زن و زندگی ای هم نداره و می گه همه ما یملکش تو یه چمدون جا می شه. البته یه گروهی دارن که برای گذروندن امورات روزمره زندگی و اسکان و این چیزها، بهشون کمک می کنن. ما هم اول به بهونه تقویت زبان و آشنایی با فرهنگشون و البته به دلیل علاقه به موضوع بحث که مسیحیت باشه، باهاشون قرار گذاشتیم. یه جلد انجیل هم تو همون جلسه اول به هر کی می ده که مرجع بحث ها باشه.

خیلی زود تو حرفها، بحثمون می رسه به اسلام و فِرَق اون. از شیعه و سنی چیزایی می دونه اما می خواد بدونه اصل اختلاف سر چیه. بعد از یه کم توضیحات ما دوتا، با یه خرده احتیاط، از نویسنده ای می گه که سال 2006 تو آمریکا یه کتاب منتشر کرده و اون تو، سعی کرده 10 تا مشخصه اسلام فاشیستی (Islamic Fascism) رو بگه و تفاوتش با اسلام (Islamic Faith) رو توضیح بده. Craig می گه با توجه به فروش خیلی خوب این کتاب تو آمریکا و کانادا، در اسلام آگاهی (Awareness of Islam) تو آمریکای شمالی خیلی موثر بوده. در توضیح مساله، از “ناین اِلِوِن” و عربستان سعودی و بعضی از مقررات فاشیستی ! اونجا حرف می زنه. ما هم اجمالا می گیم پتانسیل سوء برداشت و سوء استفاده از متون مقدس تو همه ادیان هست. یعنی نباید اینو مختص اسلام دونست. ضمنا اشاره ای می کنیم به دوره رشد علمی و فرهنگی مسلمونا که توی اون اتفاقا خیلی خبری هم از جنگ و کشت و کشتار نیست و از اون طرف، جنگهای صلیبی و این اخیرتر، همین نروژی احمقی که تو اروپای متمدن مسیحی، به اسم مسیحیت زد اونهمه آدمو کشت. حرفمون رو اجمالا قبول می کنه، اما راستش من نمی فهمم این “اسلام فاشیستی” چه جایی داشت تو این بحث ما؟! حالا خوبه فاشیست ها و نازی ها اهل عربستان یا ایران یا … نبوده اند…!

راجع به تشیع ادامه می دیم و اینکه کجاهای دنیا شیعه دارد. بعد از ایران و عراق، لبنان رو که می شنوه، با تاسف سری تکون می ده و می گه آهان، حزب الله! یعنی راستش دلش برای ما می سوزه که این “ایزلامیک فاشیست” ها همکیش ما هستند. با خنده می گم تاسف چرا؟ حزب الله که مشکلی نداره. زود اصلاح می کنه حرفشو و عذر می خواد. بنده خدا خیلی محتاطه که ما رو نرنجونه.

از اینجا به بعد، راجع به موارد اختلاف اسلام و مسیحیت، عمدتا در باب اتفاق “شام آخر” حرف می زنیم. وقتی می گم که تو قرآن هم کلی حرف از مسیح و مسیحی ها هست اما اعتقاد قاطع، اینه که مسیح مصلوب نشده، می گه اگه کسی به اون روایت مصلوب شدن مسیح معتقد نباشه، عملا مسیحیت رو قبول نکرده. دلیلش هم اینه که مبنای اصلی اعتقاد در مسیحیت، همین کشته شدن مسیح و باز زنده شدن و عروجشه که باعث محکم شدن ایمان مسیحی های اولیه شده و کلا این مرگ و زنده شدن دوباره مسیح، تاثیرگذارترین اتفاق تاریخ بشره که کلی آثار و فلسفه وجودی داره واسه خودش. می گه اشارات مربوط به مرگ مسیح تو عهد قدیم هم اومده و ابراهیم و یعقوب و موسی و داوود هم همه گفته اند که فرزندی از نسلشون می آد و می میره  و باز برانگیخته می شه و نهایتا حکمران جهان می شه. یعنی شاهد حرفش رو که مسیح کشته شده، می گیره چیزهایی که تو تورات هم اومده. حالا باید به یه مبلغ مسیحی بگم که تو قرآن هست که تورات و انجیل تحریف شدن. توراتش رو با اعتماد به نفس بیشتری می گم و روش تاکید می کنم و بعد اضافه می کنم “حتی انجیل هم …”. خلاصه قرار می شه هفته بعد، نسخه انگلیسی قرآن همراهم باشه و با هم اون بخشهاش رو بخونیم.

کلا به نظرم می آد که اطلاعات ناقص من از مسیحیت، بیشتر از دونسته های این مبلّغ مسیحی از قرآن و تاریخ اسلام و پیامبره. نمونش اینکه فکر می کنه اولین نسخه مکتوب و مدونی از قرآن که در دست هست، مربوطه به هزار سال پیشه، یعنی 400 سال بعد از وفات پیامبر! وقتی می گیم حدودا 15، 20 سال بعد از پیامبر، قرآن تو زمان خلیفه سوم به صورت یکجا جمع شده و چندین نسخه ازش استنساخ شده و فرستاده اند جاهای مختلف، خیلی براش تازه و جالب به نظر می آد این موضوع.

بعد از این حرفا هم راجع به معتقدات شیعه حرف می زنیم و اینکه ائمه ای هستند و امام غائبی هم هست (اتفاقا از نسل ابراهیم -ع-) و اینکه مسیح با فرزند پیامبر اسلام ظهور خواهد کرد و حکومتی که وعده اش در عهد قدیم و جدید اومده، به دست او و با حضور مسیح در کنارش، برپا خواهد شد.

پی نوشت: جلسه یک هفته بعدمون، قرار بود جمعه قبلی باشه که چون اون نیومد و جایی کار داشت، برگزار نشد.

فلسطین، از نهر تا بحر

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ نَصْرِ‌هِمْ لَقَدِيرٌ‌ – الَّذِينَ أُخْرِ‌جُوا مِن دِيَارِ‌هِم بِغَيْرِ‌ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ۗ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّـهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ‌ فِيهَا اسْمُ اللَّـهِ كَثِيرً‌ا ۗ وَلَيَنصُرَ‌نَّ اللَّـهُ مَن يَنصُرُ‌هُ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج، 39 و 40)

این دو آیه مطلع خطابه رهبر (عزیز) انقلاب در کنفرانس حمایت از ملت فلسطین است.

برای مایی که با خودمان می گفتیم چرا ایران در ماجرای اخیر – اعلام درخواست عضویت نمایندگی فلسطین در سازمان ملل با آن همه حواشی و سر و صدا- منفعل است، برگزاری این کنفرانس در تهران و حضور و سخنرانی ایشان در آن، پاسخی درخور و دلگرم کننده بود. کلا دلمان گرم است به وجود این سیّد.

Palestine

بعد از طرح مقدمه ای شامل تاریخچه آنچه طی چند دهه اخیر در قضیه فلسطین اتفاق افتاده، صراحتا راجع به همین موضوع اخیر و آنچه برای رسیدن به هدف، یعنی آزادی فلسطین لازم است، اینطور ادامه می دهند:

” دو نكته را پيشاپيش بايد روشن كرد:

اول اين كه مدعاى ما آزادى فلسطين است، نه آزادىِ بخشى از فلسطين. هر طرحى كه بخواهد فلسطين را تقسيم كند، يكسره مردود است. طرح دو دولت كه لباس حق‌به‌جانبِ «پذيرش دولت فلسطين به عضويت سازمان ملل» را بر آن پوشانده‌اند، چيزى جز تن دادن به خواسته‌ى صهيونيستها، يعنى «پذيرش دولت صهيونيستى در سرزمين فلسطين» نيست. اين به معناى پايمال كردن حق ملت فلسطين، ناديده گرفتن حق تاريخى آوارگان فلسطينى، و حتّى تهديد حق فلسطينيانِ ساكن سرزمينهاى 1948 است؛ به معناى باقى ماندن غده‌ى سرطانى و تهديد دائمى پيكره‌ى امت اسلامى، مخصوصاً ملتهاى منطقه است؛ به معناى تكرار رنجهاى ده‌ها ساله و پايمال كردن خون شهداست.  هر طرح عملياتى بايد بر مبناى اصلِ «همه‌ى فلسطين براى همه‌ى مردم فلسطين» باشد. فلسطين، فلسطينِ «از نهر تا بحر» است، نه حتّى يك وجب كمتر. …

نكته‌ى دوم آن است كه براى دستيابى به اين هدف والا، كار لازم است، نه حرف؛ جدى بودن لازم است، نه كارهاى نمايشى؛ صبر و تدبير لازم است، نه رفتارهاى بيصبرانه و دچار تلوّن. بايد به افقهاى دور نگريست و قدم به قدم با عزم و توكل و اميد به پيش رفت. دولتها و ملتهاى مسلمان، گروه‌هاى مقاومت در فلسطين و لبنان و ديگر كشورها، هر يك ميتوانند نقش و سهم خود از اين مجاهدت همگانى را بشناسند و باذن الله جدول مقاومت را پر كنند.

طرح جمهورى اسلامى براى حل قضيه‌ى فلسطين و التيام اين زخم كهنه، طرحى روشن، منطقى و منطبق بر معارف سياسىِ پذيرفته شده‌ى افكار عمومىِ جهانى است كه قبلاً به تفصيل ارائه شده است. ما نه جنگ كلاسيكِ ارتشهاى كشورهاى اسلامى را پيشنهاد ميكنيم، و نه به دريا ريختن يهوديان مهاجر را، و نه البته حكميت سازمان ملل و ديگر سازمانهاى بين‌المللى را؛ ما همه‌پرسى از ملت فلسطين را پيشنهاد ميكنيم. ملت فلسطين نيز مانند هر ملت ديگر حق دارد سرنوشت خود را تعيين كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزيند. همه‌ى مردم اصلى فلسطين، از مسلمان و مسيحى و يهودى – نه مهاجران بيگانه – در هر جا هستند؛ در داخل فلسطين، در اردوگاه‌ها و در هر نقطه‌ى ديگر، در يك همه‌پرسىِ عمومى و منضبط شركت كنند و نظام آينده‌ى فلسطين را تعيين كنند. آن نظام و دولتِ برآمده‌ى از آن، پس از استقرار، تكليف مهاجران غير فلسطينى را كه در ساليان گذشته به اين كشور كوچ كرده‌اند، معين خواهد كرد. اين يك طرح عادلانه و منطقى است كه افكار عمومى جهانى آن را بدرستى درك ميكند و ميتواند از حمايت ملتها و دولتهاى مستقل برخوردار شود. البته انتظار نداريم كه صهيونيستهاى غاصب به‌آسانى به آن تن در دهند، و اينجاست كه نقش دولتها و ملتها و سازمانهاى مقاومت شكل ميگيرد و معنى مى‌يابد. مهمترين ركن حمايت از ملت فلسطين، قطع پشتيبانى از دشمن غاصب است؛ و اين وظيفه‌ى بزرگ دولتهاى اسلامى است.

رئيس جمهور آمريكا ميگويد كه امنيت اسرائيل خط قرمز اوست … حضار گرامى و برادران و خواهران عزيز! بدانيد اين خط قرمزِ اوباما و امثال او به دست ملتهاى به‌پاخاسته‌ى مسلمان شكسته خواهد شد. آنچه رژيم صهيونيست را تهديد ميكند، موشكهاى ايران يا گروه‌هاى مقاومت نيست، تا در برابر آن سپر موشكى در اينجا و آنجا به پا كنند؛ تهديد حقيقى و بدون علاج، عزم راسخ مردان و زنان و جوانانى در كشورهاى اسلامى است كه ديگر نميخواهند آمريكا و اروپا و عوامل دست‌نشانده‌شان بر آنان حكومت و تحكم و آنان را تحقير كنند. البته آن موشكها هم هرگاه تهديدى از سوى دشمن بروز كند، وظيفه‌ى خود را انجام خواهند داد. فاصبر انّ وعد الله حقّ و لا يستخفّنّك الّذين لا يوقنون(روم، 60) ” متن کامل

خطابه با یادآوری توصیه به صبر و بشارت به قطعیت وعده الهی تمام می شود. به نظرم صراحت کلام و اعتماد به نفس و نیروی برانگیزاننده ای که در سرتاسر این سخنان به راحتی به چشم می آید، مرهون موجی است که بیش از سه دهه است به یاری خدا و به همت مردم و نفس حق خمینی عزیز (رضوان الله تعالی علیه) در این کشور شکل گرفته و پابرجاست. انشاءالله تحقق وعده الهی را که از زبان او جاری شد، به چشممان ببینیم که گفت:

من با اطمینان می گویم اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می نشاند؛ اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.

کلمه سواء

این یادداشت کوتاه در پاسخ به دعوت دوستی در ”آئین مدارا” نوشته می شود. عطف به مباحثات قبلیمان و شناخت نسبی پیش زمینه های فکری او، و چون موضوع برای خودم هم نسبتا مهم است، دعوتش را قبول کردم. شاید مساله ای که دوستمان طرح کرده، بیشتر معطوف به اتفاقات نسبتا پرشتاب اجتماعی و سیاسی دوسال اخیر باشد و ظاهرا یکی از همین سری اتفاقات و حواشی آن، بهانه نوشتن متن بوده است:

“شاید فکر درباره‌ی این موضوع، اگرچه که چیز جدیدی نیست و شاید از دو سال پیش کم و بیش به آن فکر می‌کنم، اما حدود چهل روز پیش به‌طور جدی ذهنم را درگیر کرد. آن وقتی که پس از فوت [...] مرحوم هدی صابر، دوستی در جایی نوشته‌بود…”

هرچند در بخشهایی از مطلبی که او نوشته با هم اختلاف نظر داریم، اما مبنای این نوشته، بیشتر آن دغدغه مشترک است، نه آن موارد مورد اختلاف.

شاید خیلی منطقی نباشد که حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی را از هم جدا بدانیم، اما من ترجیح می دهم بیشتر به جنبه های اجتماعی موضوع بپردازم تا جنبه های سیاسی آن. دعواهای سیاسی، شدیدتر از دوسال اخیر در دوره های قبلی هم در جریان بوده اند. مساله مهمتر که بیشتر باید مورد توجه باشد، اختلافات، دودستگی ها و چند دستگی های اجتماعی است. موضوع منحصر به دوسال اخیر هم نیست و اتفاقی که افتاده است، صرفا این بوده که آن اختلافات عمیق تر [عقیدتی] بیشتر فرصت ظهور پیدا کرده اند. با این مقدمه و نظر به اینکه قرار نیست در اینجا حرفی از سیاست و موضوعات فعلی مطرح در آن باشد، فکر می کنم می شود و باید در بعد روابط اجتماعی، به منظور رفع کدورتها و پر کردن شکافهای به وجود آمده تلاش کرد.

مساله اولی که در آئین مدارا هم به آن اشاره شده، به نظرم پرهیز از آن نگاه سیاه و سفید به آدمها، گروهها و عملکردهایشان است. ظاهرا اینطور است که به غیر از 14 نفری که ما معصوم می دانیمشان، کسی مطلقا سفید نیست. از طرف دیگر، می شود رگه هایی از درستی در حرف و عمل دوطرف ماجرا پیدا کرد که مانع از سیاهی مطلق آنها شود. هنر این است (و این بود) که در بحث ها و تحلیل هایمان، این مساله را عملا درنظر داشته باشیم. باید در عمل بپذیریم رواج تفکر غلطی مثل “مشی موسوی – شیوه فرعونی” از یک طرف و “وابسته دانستن هر نوع اعتراض به بیگانه” از طرف دیگر، منجر به توسعه پیدا کردن همین شرایط نامناسب فعلی می شود.

مساله دوم، هنر همزیستی مسالمت آمیز است. ظاهرا قرار نیست همه با هم همنظر باشند. این را همه اتفاقات و اخبار روزمره و واکنشهای ما به آنها اثبات کرده و می کند. به جای تلاش بعضا بیهوده در جهت همسو کردن نظر دیگران با خودمان، بهتر است تمرین کنیم که در صورت وجود حداقل اشتراکات لازم، همدیگر را همینطور که هستیم، بپذیریم و در حیطه آن اشتراکات با هم تعامل داشته باشیم. تا آنجا که می دانم و تا همان حدودی که با بعضی از دوستان و نزدیکان در نزدیک به دو سال اخیر در محیط اینجا در ارتباط بوده ام و حرف زده ایم، اختلاف نظرات و عقاید در حوزه مسائل اخیر کم نیست. این را می شود از طرق مختلفی هم فهمید، مثل علایق و فعالیتهای افراد در محیط های مجازی. با اینحال، تجربه هایی نظیر مراسم مذهبی سالیانه، جلسات هفتگی قرآن و کلا جمع شدن های دوره ای حول مشترکات عموما فرهنگی و مذهبی، نشان داده اند که می شود آن نظرات و ایده های اختلافی را فعلا کنار گذاشت و از فرصت بودن در کنار دیگران بهره برد. (البته این را می دانم که بخشی از این زندگی مسالمت آمیز در اینجا، به خاطر بودن در این محیط و عملا مجبور شدنمان به چشم پوشی از بعضی اختلافات است. راستش چون این شرایط در داخل کشور به این شکل مهیا نیست، عملی کردن این ایده ها هم شاید به این راحتی نباشد. اما فکر می کنم همین روش می تواند مبنای تلاش هایمان در جهت پرکردن فاصله ها باشد.)

خداوند به پیامبرش دستور می دهد  اهل کتاب را که البته با کفار متفاوتند و معتقد به مبنای رسالت و وجود قادر متعالند، به وحدت حول مشترکات دعوت کند، یعنی به “کلمه سواء”. تازه آن هم بعد از بحث اختلاف برانگیزی مثل داستان تولد و رسالت مسیح (ع) و نفی تفکر مرکزی مسیحیت در آن باب:

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ

أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّـهَ وَلَا نُشْرِ‌كَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ

فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

آل عمران، آیه 64

ماه نو

ماه نو

ان شاءالله لایق این میهمانی و قدردان میزبان کریم آن باشیم

آفتاب پنهانی

آفتاب پنهانی برای سالروز میلاد امام عصر – ارواحنا له الفداء

خدا کند لایق عنوان شیعگی او و پدران عزیزش (علیهم صلوات الله) شویم…

تحفه

داستان از آنجا شروع می شود که خبری در فضای مجازی عموما، و در فیسبوک به طور خاص به سرعت و همراه با ابراز احساسات و شادی جماعت خارج نشین در دنیای مجازی منتشر می شود که آمریکا ویزای مولتیپل دوساله می دهد به جماعت دانشجوی ایرانی. یعنی دانشجوهای ایرانی دیگر کمتر با مشکل ورود و خروج به خاک آمریکا مواجهند و می توانند با اخذ ویزای چندبار ورود آمریکا به مدت دو سال، به دفعات نا محدود از آمریکا خارج شوند و مجددا به آن بازگردند. یعنی به نوعی مشکل رفت و آمد و دلتنگی دانشجو ها و خانواده هایشان قرار است حل شود و آنچه حق مسلم هر انسانی در قالب تجدید دیدار با خانواده و بستگان است، به عنوان تحفه ای ارزشمند به جوانان ایرانی هدیه می شود. وزیر امور خارجه ایالات متحده راسا خبر این منت بزرگ بر سر جوانان ایرانی را در نطقی به اطلاع می رساند و در پایان اعلام تصمیم جدید، حاشیه جالب و مهمتر از متنی هم می زند:

“… ما گفت و شنود و مبادله بیشتری را با کسانی از شما که درحال شکل دادن به آینده ایران هستید خواستاریم. ما دوست داریم بتوانیم آنچه را که از نظر ما جنبه های مثبت آمریکاست با شما به اشتراک بگذاریم. زیرا تا زمانی که دولت ایران به سرکوب توانائی های بالقوه شما ادامه می دهد، ما در کنار شما خواهیم ایستاد. ما از آرمان ها و حقوق شما حمایت می کنیم و به جستجوی خود برای یافتن راه های تازه ای به منظور پدید آوردن فرصت های بیشتر در جهت ایجاد تغییر واقعی در ایران ادامه خواهیم داد. متشکرم.” جمعه، 20 می 2012

این هم لینکش در یوتیوب برای آنها که فیلتر را زبانم لال، دور می زنند.

ما هم به زعم خودمان می گوئیم از قافله عقب نمانیم و اهداف پلید ایالات متحده را در پس این لطف و محبت مثال زدنی برملا کنیم. به اصطلاح اهل فن، “لینک” را “شیر” می کنیم و زیرش می نویسیم:

” واقعا اشک جمع می شه تو چشای آدم از این همه ابراز محبت و مردمداری دولت ایالات متحده و علی الخصوص سرکار خانم کلینتون نسبت به دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا که بدون هیچ چشمداشت و طمعی نسبت به ایران و ایرانی و صرفا از روی انسان دوستی و پاسخ به درخواستهای مکرر ایرانیان مقیم، عنایت می فرمایند و ویزای مولتیپل دوساله می دهند. البته انصافا برای رفقای مشغول تحصیل در آمریکا خوشحال شدم.”

از اینجا به بعد، خانم کلیتنون می رود و با “لایک” کردن سه نفر از رفقا ذیل لینک ما، ماجرا بین ما و دوستان ادامه پیدا می کند. در ادامه، بدون هیچ توضیحی، به ترتیب زمانی متن ها عینا نقل می شوند، تنها با دو ویرایش: اول اینکه متن های فارسی دوستان را که با فونت انگلیسی تایپ شده بود به فارسی برگردانده ام و دوم، یکی دو ایراد تایپی پاسخ های خودم را برطرف کرده ام. علامت تعجب ها و سایر موارد نگارشی عینا از متن اصلی نقل می شوند.

کلینتون

بازیگران به ترتیب ورود به صحنه:

1- هیلاری کاف

2- ما

رفقا (در نقش لایک کن):      3- سید احسان نون      4- رضا صاد      5- عاطفه الف      6- وحید الف

دوستان (در نقش کامنت گذار):    7- حمیدرضا الف      8- امیر الف      9- سبحان ب

———————————————————————-

سید احسان نون، رضا صاد و عاطفه الف متن نوشته ما ذیل لینک خانم کلینتون را لایک می کنند.

حمیدرضا الف (متن ها عمدتا انگلیسی تایپ می شوند):

خوب وقتی‌ اینجا ستاره دار می شی‌، یا بهائی باشی‌ و تو مملکت خودت نشه درس بخونی‌، یا احیانا به علت تقلب وزارت بهداشت تو امتحان دستیاری، نشه ادامه تحصیل بدی تو مملکت خودت، یا هزار جور سهمیه و الویت غیر علمی‌ وجود داشته باشه، تنها راه باقی‌ مونده رفتنه! اینطور نیس!؟!؟! من که شخصاً از ایشون ممنونم! (وحید الف این را لایک می کند)

ما (همه متن ها فارسی تایپ می شوند):

حمیدرضای عزیز، بنده منکر وجود بعضی مشکلات در کشور نیستم، اما عمیقا معتقدم که آمریکا با این ژست آزاداندیشی و تمدن، خود مشکلات عدیده ای دارد و چه بسا مشکلاتش کمتر از مشکلات مملکت من و شما نباشد. اصولا برایم زور دارد و البته خنده دار است که وزیر امور خارجه متکبر ایالات متحده اینطور در مورد کشورم صحبت کند. تخلف و بداخلاقی همه جای دنیا هست اخوی، منتها چشم و گوش من و شما پر است از خوبیهای آمریکای متمدن و بدی ها و کژی های خاور میانه درهم و برهم عقب مانده! اتفاقا فکر می کنم ویزای مولتیپل دوساله آمریکا که خانم کلینتون به جوانان ایرانی پیش کش فرموده اند در راستای اثبات و تثبیت همین نگاه غلط به شرق و غرب عالم است. (سید احسان نون این را لایک می کند)

حمیدرضا الف:

سوء تفاهم نشه، من نمی گم اونجا ایرادی نداره! حرف من اینه که اینجا دیگه اکسیژن برای نفس کشیدن بعضی‌ها نیست!!!!!! لذا مجبورن برن! و این احمقانه‌ترین ضلمیه که جمهوری اسلامی به مردم خودش می کنه!

امیر الف (همه متن ها انگلیسی تایپ می شوند):

بردار عزیزم سلام عرض شد. اگه بلاد کفر خصوصا آمریکا بده پس تحصیل در اونجا هم جایز نیست همه باید برگردن ایران و همینجا تحصیل کنن ما که تو همه زمینه ها پیشرفت کردیم اینم روش و به قول شما گور پدر استکبار جهان خوار خصوصا آمریکا.

ما:

سلام امیر. ببخشید، ولی مطلبی که نوشتی مرتبط با بحث نیست. من به هیچ وجه استفاده و بهره برداری از امکانات و شرایط مناسب تحصیل و تحقیق در آمریکا و ایضا کانادا و اروپا رو نفی نمی کنم و فکر می کنم می شود و باید از آن بهره برد، منتهی در نهایت به نفع مملکت و … و با وسواس نسبت به حل نشدن در محیط و فرهنگ اینجا. به هرحال ادبیات متکبرانه دولت آمریکا و ژست های مسخره انساندوستی و مردمداریش قطعا مردود است و ربطی به درس خواندن دانشجویان ایرانی در آمریکا ندارد.

امیر الف:

مسلما مردمداری و ژست انسان دوستی آمریکا خنده‌ داره همونطور که این کار از جانب ایران هم اگه بود خنده‌ دار بود ولی‌ مساله اینه که وقتی‌ امکانات در دست یه قدرتی‌ هست ناچار باید با اون قدرت کنار اومد نه اینکه جلوی قدرت ایستاد و به اون دهن کجی کرد متاسفانه ما همیشه داریم همین کارو می‌کنیم و کشورمون رو از این امکانات بی‌ بهره می‌کنیم.

ما (در دو کامنت متوالی):

والا چه عرض کنم؟! بستگی داره چه جوری بخوای حساب کنی، اما تا اونجایی که به ما یاد داده اند، صرف اینکه یکی قدرت داشته باشه، دلیل نمی شه که با اون کنار بیاد آدم. ظاهرا یه موقع هایی هم حتی برعکس، دهن کجی هم لازمه. البته دقت داشته باش که فعلا، این خانم مغرور داره دهن کجی می کنه و حرف زور (و مفت) می زنه و جالب اینجاست که ظاهرا این ما هستیم که باید رفقایمان را قانع کنیم که طرف داره به غرور و حیثیت ملی من و شما دهن کجی می کنه و کارش و حرفش محکوم و باطله. کلا روزگار جالبی است. (سید احسان نون این را لایک می کند)

حمیدرضا الف:

به غرور و حیثیت ما توهین نکردن ایشون! به نظام حاکم ظالم توهین کردند!

سبحان ب (همه متن ها فارسی تایپ می شوند):

در جواب “و با وسواس نسبت به حل نشدن در محیط و فرهنگ اینجا”: پیشرفت اجتماعی و صنعتی بر پایه فرهنگ شکل میگیره. به عبارت دیگر دلیل تفاوت شرق و غرب در فرهنگ‌ها و آموزه‌هاشون هست. سرمایه غرب ثروت زیاد و تکنولوژی و غیره نیست، بلکه فرهنگی‌ هست که در اون احترام به حقوق دیگران نهادینه شده. تعصب داشتن روی فرهنگی‌ که هر کسی‌ صرفاً به خاطره به دنیا اومدن در یه نقطه خاص باهاش بزرگ شده به نظرم منطقی‌ نیست. تا حدودی موافقم که این بحث ویزا ژستی بیش نیست، اما کی‌ تو این دنیا ژست نگرفته؟ رفتار آمریکا دوگانه هست قبول، رفتار جمهوری اسلامی چی‌؟ همونطور که برای (فقط بعضی‌ از) عربها حق اعتراض قائل هست، برای مردم ایران هم این حق رو قائل هست؟ اما جدا از این حرفها به نظرم حقیقت معلومه (و تلخ)، به عقیده خیلی‌ از تحصیل کرده‌های ایرانی‌، ایران جای خوبی‌ برای زندگی‌ نیست…

ما:

به حمیدرضا الف: راستش به ما که برخورد، چون هرچه هم به عملکرد نظام جمهوری اسلامی منتقد باشیم، برایمان این جور حرفها از زیان امثال وزیر خارجه بزرگترین مستکبر دنیا زور دارد اساسی. اما خوب، شما خود دانید.
به آقا سبحان: در استفاده از عبارت “حل شدن”، بسیار دقت کردم و امیدوار بودم که تو و بقیه دوستان هم به آن دقت کنید. اگر پیشرفت و ترقی ظاهری غرب، همه بر اساس فرهنگ ها و آموزه های آن است و ناگزیر باید برای دست یافتن به آن، همه آن آموزه ها و ارزشها را پذیرفت، چنین پیشرفتی ارزشی ندارد و “حل شدن” در آن، به نظرم عین پسرفت است. وقتی می گوییم “وسواس نسبت به حل نشدن در محیط و فرهنگ اینجا”، یعنی اتفاقا هوشیاری نسبت به خطر بروز تفکراتی از همین دست که لازمه پیشرفت مادی، تن دادن به همه لوازم فرهنگ غربی است. این چیزی است که غرب و در راس آن آمریکا، به مدد پیشرفت تکنولوژیک خود، در پی اثبات و تحمیل آن است، یعنی اثبات ایدئولوژی با ابزار تکنولوژی. من هم می فهمم که آن چیزی که امروز من و شما در کانادا و اروپا و سایرین در آمریکا و جاهای دیگر می بینند، یک شبه در ایران و خاورمیانه و جهان اسلام محقق شدنی نیست، اما فکر می کنم لازمه تحقق آن، اتفاقا بازگشت ما به اصول مترقی اسلام است که در تاریخ بارها عملکردش و دستاوردهای مادی و معنویش به اثبات رسیده است و جالب اینکه از پیامبر نازنین همان اسلام نقل است که “اطلبوا العلم من المهد الی اللحد” و یا “اطلبو العلم ولو بالصین” و البته صدها نقل و آیه صریح دیگر در متون خاک خورده ما در اهمیت رعایت عملی معنویات و اخلاق در زندگی. فکر می کنم رعایت همه اجزاء فرهنگ اسلامی، ما را نه تنها به غرب خواهد رساند، بلکه به شهادت تاریخ، غرب را وامدار ما خواهد کرد. مشکل فقط اینجاست که امثال بنده بیشتر دم از مسلمانی می زنیم و کمتر به لوازم واقعی آن پایبندیم برادر من.

حمیدرضا الف (در پنج کامنت متوالی):

 دقیقا، مثلا سست کردن بنیاد خانواده با صیغه! یا توجیه تجاوز به افراد، یا نصف قیمت بودن انسانی‌ در برابر اون یکی! اگه اسلام رو با این دید می خواین اجرا کنید، از الان میگم پسرفته نه پیشرفت! با همچین برداشتهایی، نه تنها به اونا، بلکه به خیلی‌ عقبتر از اونها هم نمی‌رسیم! محاله! در ضمن، بلا نسبت شما، وقتی‌ به قول خودت اجرا نمی‌شه اصول اسلامی، وقتی‌ در صحیفهٔ سجادیه بعد انقلاب حدیث حضرت مبنا بر اینکه تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور بی‌ معنا و موجب خونریزیه، حذف می‌شه، دیگه چه فایده‌ای داره این نظام! بزارن در کوزه آبشو بخورن که احادیث رو سلکتیو چاپ می‌کنن، مراجع رو خونه خراب می‌کنن! چون این چیزا به اسم دین انجام می‌شه، همون بهتر که اصلا نظام اسلامی نباشه! از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مثل کنید!!!! بنده شخصاً تو همین نظام به اصطلاح اسلامی، دیدم که آقای بسیجی‌، بردار عزیز ارزشی و به اصطلاح مؤمن، گیس دختر نامحرم مردم رو گرفته رو آسفالت میکشه!، پس حرف از استکبار نزنیم بهتره، چرا که خودمون اینجا مستکبر که هیچی‌! بت ساختیم و می پرستیم! و هرکاری هم داریم توجیه می‌کنیم در جهت بقای این بت!!! این نظام نه تنها ارزشهای اسلامی رو حاکم نکرده، بلکه ارزشهای انسانی‌ رو هم از بین برده! این نظام سالهاست که تو قلب مردم مرده! بیخود سعی‌ در احیاش نکنید. (سبحان ب این را لایک می کند)

ما:

موضوع جدیدی در نوشته هایت نمی بینم آقای حمیدرضا الف. به نظرم در آنچه نوشته ام به عمده این مواردی که شما قبلا در جاهای دیگر گفته ای و دوباره هم تکرار کرده ای، به حد کافی اشاره کرده ام. مبنای اختلاف نظر من و شما به نظرم این مصادیق نیست که شما بعضی از آنها را پررنگ کرده ای، بعضی غلطند و بعضی درست، و یا موارد دیگری که من هم مثل شما دیده یا شنیده ام. داستان، اعتقاد به حقانیت احکام اسلام و مهمتر از آن تلاش در جهت پیاده کردن آنها (چه در قالب حکومت و چه در سایر شئونات زندگی) است. به نظرم اینکه من و شما و بقیه مقهور قدرت ظاهری امثال آمریکا شویم و اعتماد به نفس و امیدمان به ساختن و اصلاح امورات زندگی فردی و جمعیمان بر مبنای اسلام را در مقابل شعبده جذاب پیشرفت غربی از دست دهیم، به مراتب بسیار خطرناک تر و دردناک تر است از اینکه شاهد حماقت (یا حالا به قولی جنایت) عده ای احمق و نادان و نابکار در جمهوری اسلامی باشیم، چون آثار “اولی” را بسیار سخت تر و دیرتر و با صرف هزینه بیشتر نسبت به “دومی” می توان از ذهن ها زدود، هرچند دومی هم مرارت و سختی بسیار می طلبد. امیدوارم متوجه باشی که منظور توجیه ناراستی ها و مشکلات کشور نیست. چون شخصا فکر می کنم سرپوش گذاشتن و توجیه صرف و دم نزدن از مشکلات، کمکی به حل آنها نمی کند که هیچ، آنها را پیچیده تر و عمیق تر هم می کند. البته در نحوه بیان و هدف از طرح و پررنگ کردن مشکلات مختلف هم به نظرم ملاحظاتی هست، اما با اصل آن و به نیت اصلاح شخصا موافقم.
درآخر (یعنی بعد از این مطالب اینجا را شخصا ادامه نخواهم داد) دوست دارم به چند نکته اشاره کنم:
1. اینبار هم مثل دفعه قبل، دوستان عمدتا حول مسائلی بحث کرده اند که ارتباط مستقیمی با موضوع طرح شده نداشت. شاید البته این طبیعت مباحثی از این دست و در این محیط باشد.
2. اینکه در خلال متنی و نظری، چندین موضوع فنی و مورد اختلاف و دقیق که لازمه پرداختن به آنها، صرف وقت و بیان مقدمات و جزئیات مختلف است را به یک باره بیان کنیم و درظاهر طرف مقابل را با تعداد بی شماری سوال و ابهانم و اتهام روبرو کنیم و منتظر جواب در کامنت بعدی باشیم، به نظرم روش جالبی نیست. لااقل جایش اینجا و ذیل لینک افاضات خانم کلینتون نیست. شاید فضاهایی مثل فیس بوک، همه ما را به این سمت سوق داده است که خلاصه و صریح و موجز، نظر بدهیم و ایراد بگیریم و منتظر دقت و حوصله و بررسی جوانب امر نمانیم و این، انصافا مشکلی است که بسیاری از ما در هر طرف هر بحثی در اینجاها به آن دچاریم. مثلا راجع به دیه و ارث و حقوق زن و مرد و امثال آن، بحث مفصل است و پرداختن به آن مستلزم طرح یک سری مقدمات که بماند
3. خواهشا از این به بعد، سعی کنیم فارسی بنویسیم. باور کنید پیگیری موضوع با فونت فارسی بسیار جالب تر و جذابتر و کمتر خسته کننده است. خلاصه اینکه آقا جان، فارسی را فارسی بنویس – دم آقا سبحان گرم.
4. آمریکا فعلا و تا اطلاع ثانوی برای ما همان شیطان بزرگ است.

سبحان ب:

به نظر من هم اختلاف اساسی‌ تر از این حرفها هست. وقتی‌ به چیزی ایمان داشته باشی‌، هر اشکالی‌ که توش ببینی‌ براش یه توجیهی‌ میتراشی. وقتی‌ به فرد/ساختاری هم ایمان داشته باشی‌ هر اتفاق نایمنی رو توجیه میکنی‌. میدونم که برای همین حرفم هم جواب داری، این بحث‌ها تمومی نداره، چون خیلی‌ سخته با منطق کسی‌ رو که ایمان داره توجیه کنی‌ که اشتباه فکر میکنه. بعضی‌ وقت‌ها آدم لازمه از بیرون به خودش نگاه کنه و فکر کنه که چرا و به چه صورتی‌ یه سری اعتقادات وارد ذهنش شده و اینکه نسبت اعتقادات ما با حقیقت چیه.

صحنه با خروج خانم کلینتون که قبلا رفته است پی کارش و ما و رفقا و دوستان، تاریک می شود.

من آقای محمدرضا زائری را نمی شناختم، هنوز هم خیلی احوالاتش را نمی دانم. اما اینها را او  در نمایندگی مجاز نوشته و به نظرم، خوب. متن اصلی کمی طولانی است، اما به نظرم ارزش خواندن دارد.

“… کسی باید بیاید و بگوید اصلا ولی فقیه چه کار به زن و بچه مردم دارد ؟ کسی که خودش و زندگی اش را فدای کشور و مردمش کرده و یک تنه مقابل یک دنیا ایستاده ، کسی که نگذاشته یک وجب از خاک این کشور را کسی غارت کند ، کسی که با همه مشکلات پای پیشرفت حیرت آور علمی این کشور ایستاده و عزت و آبروی این مردم را در دنیا خریده ، کسی که از بالای سرش روسیه و اسراییل و از پایین پایش شیخک های عرب و از راست و چپش آمریکا در افغانستان و عراق شب و روز مشغول تهدید و معرکه گیری اند و در همین حال در داخل هم با جماعتی کودک مزاج روبروست که هم از آنها خنجر می خورد و هم باید لبخند بزند و تحویلشان بگیرد چه کار به زن مردم دارد ؟”

ولی فقیه...

“… مصیبت این است که از افقی چنین متعالی به جایی می رسیم که کار می افتد دست آقای مثلا قاضی ! مرتضوی که در جریان دادگاه خودم صراحتا می گفت دروغ بنویس و بگو مرا خط می داده اند تا کارت را درست کنم و می خواست این طوری توطئه بیگانگان را شناسایی و کشف کند و یا مسئولیت تببین مفهومی متعالی مثل ولایت فقیه بر عهده کسانی قرار می گیرد که عظمت ولی فقیه را در نقل قول یک خانم قابله ارزیابی کنند و همین طور بگیر تا همه کسانی که خواسته و ناخواسته حرف هایشان ، دیدگاهشان ، طرز فکرشان می شود خوراک یوتیوب و فیسبوک و بالاترین و نقل قول مجلس و محفل و تاکسی و اتوبوس ! و تقصیر از ملت است نه ، از ماست که بر ماست .”

“… قاضی هر کار بکند بالاخره یک طرف دعوا ناراضی خواهد بود مگر اینکه قضاوت را کنار بگذارد . مشکل این است که خیلی وقت ها ما در فضای ذهنی زندگی و فکر می کنیم نه واقعیت . چند سال پیش خانم میانسالی جوانش را آورده بود که حاج آقا این پسر سی سالش شده هنوز زن نگرفته ، هر کسی را پیدا می کنیم نمی پسندد و یک عیبی رویش می گذارد ،‌به پسر نگاهی کردم و گفتم : من می دانم مشکلش چیست ، او جنیفر لوپزی می خواهد که نماز شب بخواند ! پسر زد زیر خند و مادر با تعجب منتظر بود که آدرس طرف را بدهم کار را به خیر و خوشی تمام کند ! بعد به او گفتم پسر جان ، نمی شود که تو شب فیلم ببینی و صبح بروی خونه این و آن خواستگاری دنبال تصویرهای ذهنی ات بگردی ، غذای خوشمزه بخواهی طرف لباسش بوی قرمه سبزی می گیرد ، ادوکلون فرانسوی بخواهی باید ساندویچ بیرون را بخوری ، خانم دکتر بخواهی بچه ات را باید پرستار بزرگ کند ، بچه سالم و آرام و درست بخواهی زنت باید توی خانه بنشیند ،‌ یک کم از آن بالاها بیا پایین توی واقعیت ! این موضوع در همه جوانب زندگی ما صدق می کند . در فضای مجازی به هم فحش می دهیم و چهار تا خبر دروغ بر علیه هم می سازیم و دلمان را خوش می کنیم و بعد که به دنیای واقعی می آییم جریان مخالف نظام می بیند سی و دو سال است خیالبافی می کند و نظام همان نظام است و دولت همان دولت و از این طرف مسئولین نظام هم می بینند مشکلاتی که در اخبار دیشب گفته بودند همه اش دود شده و رفته هوا همچنان حل نشده باقی مانده است ! راه حل این است که به جای فکر کردن به آرزوهایمان کمی به واقعیت موجود فکر کنیم و بر اساس همین واقعیت بیاندیشیم . از امام موسى صدر که نازتر و خوشگل تر و بین المللی تر و امروزی تر و تسامح و تساهل تر که نداریم ، بی تعارف اگر امروز او ولی فقیه بود نباید رئیس قوه قضائیه تعیین می کرد ، نباید سخنرانی می کرد ، نباید در مقابل فتنه و توطئه می ایستاد ، نباید برای مقابله با حمله دشمن اسلحه بر می داشت ، حالا یک کم این ور تر یا یک کم آن ورتر ، قبول … ولی مثلا در مقابل اسرائیل توی لبنان گل دستش می گرفت یا این که نه ، می گفت : “سلاح عزت مردان است ” ؟”

اسلام رسول الله

الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّـهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ

آل عمران – 173

“البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلامي مان بارهااعلام نموده ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم . حال اگر نوكران امريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراتوري بزرگ مي گذارند، از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم . ما درصددخشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيزم ، سرمايه داري و كمونيزم در جهان هستيم . ماتصميم گرفته ايم ، به لطف و عنايت خداوند بزرگ ، نظامهايي را كه بر اين سه پايه استوارگرديده اند نابود كنيم ؛ و نظام اسلام رسول الله – صلي الله عليه و آله و سلم – را در جهان استكبار ترويج نماييم  و دير يا زود ملتهاي دربند شاهد آن خواهند بود…” – روح الله الموسوی الخمینی، تیرماه 1367

اسلام رسول الله

“ما نظرمان را صريح گفته‌ايم؛ ما از اخم قدرتهاى پوشالى دنيا هرگز نترسيديم، ملاحظه نكرديم و نخواهيم كرد.

ما حرف حق و موضع حق را صريح بيان ميكنيم…” – سید علی حسینی خامنه ای، اردیبهشت 1390

تسنیم

بعد از دریافت اسامی پیشنهادی اعضای انجمن و پس از چند ساعت بحث و بررسی جوانب مختلف عنوان های پیشنهادی، و با رای گیری جهت انتخاب عنوان از بین آن اسامی، تسنیم انتخاب شد. یعنی شد:

انجمن فرهنگی و اسلامی ایرانیان ادمونتون – تسنیم

انشاءالله به برکت این نام و آیه نورانی قرآن، جمعمان برایمان منشاء خیر و برکت باشد و جمع و گرم بماند…

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ، تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ

يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ، خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ

وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ

عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ

سوره مبارکه مطففین، آیات 22 تا 28

پی نوشت:

دیروز در برنامه نوروز، “تسنیم” رسما معرفی شد و برحسب قرار قبلی، پیشنهاد دهندگان این عنوان -من و یکی از دوستان- هدیه گرفتیم.

امید

يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّـهِ

إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ﴿٨٧﴾

فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ

فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّـهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ﴿٨٨﴾

سوره مبارکه یوسف،

بخشی از روایت زیبای محبت بین یوسف و پدر…

آغاز سال جدید با امیدواری وصف شده در آیه اول و زبان حال موصوف و دعای مستتر در آیه دوم …

آفتاب پنهانی

طرح از www.fanuse.net

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.