Hi Muhammed, how are you doing? Nice to meet you again…
اینا رو Craig می گه وقتی من و دوستم به او و دوستش می رسیم.! اینجا اسممون شده «موحامِد». اسم کامل که خوب حسابی طولانیه، مخصوصا برای جماعت تنبل اینجا که اسم کوتاه و سرراست خودشون رو هم می شکونند و «نیک نِیم» می سازن. ضمنا زبونشون به گفتن «هاء ساکن» مَهدی هم نمی چرخه، می شه چیزی شبیه «مَدی» که خوب زیاد جالب نیست!
قراره هفته ای یه ساعت با هم حرف بزنیم راجع به مسیحیت و کتاب مقدس. جلسه دوم منه و جلسه سوم دوستم. قبل از این راجع به کلیات کتاب مقدس و بخش بندی های اون و این چیزها حرف زده ایم. Craig خودش رو جزء هیچ کدوم از اون دسته های معروف مسیحی نمی دونه و می گه ما به اصل مسیحیت اولیه، به تعبیری – مسیحیت ناب عیسوی!- دعوت می کنیم. می گه کلیسای کاتولیک و کلا ارتودوکس ها و پروتستان ها و همه بیشتر دنبال پول درآوردن از جیب مردمند و به شکلی منحرف. کارش صرفا تبلیغ همین نگاه به مسیحیته و حرف زدن برای این و اونی مثل ما. زن و زندگی ای هم نداره و می گه همه ما یملکش تو یه چمدون جا می شه. البته یه گروهی دارن که برای گذروندن امورات روزمره زندگی و اسکان و این چیزها، بهشون کمک می کنن. ما هم اول به بهونه تقویت زبان و آشنایی با فرهنگشون و البته به دلیل علاقه به موضوع بحث که مسیحیت باشه، باهاشون قرار گذاشتیم. یه جلد انجیل هم تو همون جلسه اول به هر کی می ده که مرجع بحث ها باشه.
خیلی زود تو حرفها، بحثمون می رسه به اسلام و فِرَق اون. از شیعه و سنی چیزایی می دونه اما می خواد بدونه اصل اختلاف سر چیه. بعد از یه کم توضیحات ما دوتا، با یه خرده احتیاط، از نویسنده ای می گه که سال 2006 تو آمریکا یه کتاب منتشر کرده و اون تو، سعی کرده 10 تا مشخصه اسلام فاشیستی (Islamic Fascism) رو بگه و تفاوتش با اسلام (Islamic Faith) رو توضیح بده. Craig می گه با توجه به فروش خیلی خوب این کتاب تو آمریکا و کانادا، در اسلام آگاهی (Awareness of Islam) تو آمریکای شمالی خیلی موثر بوده. در توضیح مساله، از «ناین اِلِوِن» و عربستان سعودی و بعضی از مقررات فاشیستی ! اونجا حرف می زنه. ما هم اجمالا می گیم پتانسیل سوء برداشت و سوء استفاده از متون مقدس تو همه ادیان هست. یعنی نباید اینو مختص اسلام دونست. ضمنا اشاره ای می کنیم به دوره رشد علمی و فرهنگی مسلمونا که توی اون اتفاقا خیلی خبری هم از جنگ و کشت و کشتار نیست و از اون طرف، جنگهای صلیبی و این اخیرتر، همین نروژی احمقی که تو اروپای متمدن مسیحی، به اسم مسیحیت زد اونهمه آدمو کشت. حرفمون رو اجمالا قبول می کنه، اما راستش من نمی فهمم این «اسلام فاشیستی» چه جایی داشت تو این بحث ما؟! حالا خوبه فاشیست ها و نازی ها اهل عربستان یا ایران یا … نبوده اند…!
راجع به تشیع ادامه می دیم و اینکه کجاهای دنیا شیعه دارد. بعد از ایران و عراق، لبنان رو که می شنوه، با تاسف سری تکون می ده و می گه آهان، حزب الله! یعنی راستش دلش برای ما می سوزه که این «ایزلامیک فاشیست» ها همکیش ما هستند. با خنده می گم تاسف چرا؟ حزب الله که مشکلی نداره. زود اصلاح می کنه حرفشو و عذر می خواد. بنده خدا خیلی محتاطه که ما رو نرنجونه.
از اینجا به بعد، راجع به موارد اختلاف اسلام و مسیحیت، عمدتا در باب اتفاق «شام آخر» حرف می زنیم. وقتی می گم که تو قرآن هم کلی حرف از مسیح و مسیحی ها هست اما اعتقاد قاطع، اینه که مسیح مصلوب نشده، می گه اگه کسی به اون روایت مصلوب شدن مسیح معتقد نباشه، عملا مسیحیت رو قبول نکرده. دلیلش هم اینه که مبنای اصلی اعتقاد در مسیحیت، همین کشته شدن مسیح و باز زنده شدن و عروجشه که باعث محکم شدن ایمان مسیحی های اولیه شده و کلا این مرگ و زنده شدن دوباره مسیح، تاثیرگذارترین اتفاق تاریخ بشره که کلی آثار و فلسفه وجودی داره واسه خودش. می گه اشارات مربوط به مرگ مسیح تو عهد قدیم هم اومده و ابراهیم و یعقوب و موسی و داوود هم همه گفته اند که فرزندی از نسلشون می آد و می میره و باز برانگیخته می شه و نهایتا حکمران جهان می شه. یعنی شاهد حرفش رو که مسیح کشته شده، می گیره چیزهایی که تو تورات هم اومده. حالا باید به یه مبلغ مسیحی بگم که تو قرآن هست که تورات و انجیل تحریف شدن. توراتش رو با اعتماد به نفس بیشتری می گم و روش تاکید می کنم و بعد اضافه می کنم «حتی انجیل هم …». خلاصه قرار می شه هفته بعد، نسخه انگلیسی قرآن همراهم باشه و با هم اون بخشهاش رو بخونیم.
کلا به نظرم می آد که اطلاعات ناقص من از مسیحیت، بیشتر از دونسته های این مبلّغ مسیحی از قرآن و تاریخ اسلام و پیامبره. نمونش اینکه فکر می کنه اولین نسخه مکتوب و مدونی از قرآن که در دست هست، مربوطه به هزار سال پیشه، یعنی 400 سال بعد از وفات پیامبر! وقتی می گیم حدودا 15، 20 سال بعد از پیامبر، قرآن تو زمان خلیفه سوم به صورت یکجا جمع شده و چندین نسخه ازش استنساخ شده و فرستاده اند جاهای مختلف، خیلی براش تازه و جالب به نظر می آد این موضوع.
بعد از این حرفا هم راجع به معتقدات شیعه حرف می زنیم و اینکه ائمه ای هستند و امام غائبی هم هست (اتفاقا از نسل ابراهیم -ع-) و اینکه مسیح با فرزند پیامبر اسلام ظهور خواهد کرد و حکومتی که وعده اش در عهد قدیم و جدید اومده، به دست او و با حضور مسیح در کنارش، برپا خواهد شد.
پی نوشت: جلسه یک هفته بعدمون، قرار بود جمعه قبلی باشه که چون اون نیومد و جایی کار داشت، برگزار نشد.
جالب بود. گفتوگوهای جذابی باید باشد
سلام!!
بسیار جالبه….!بقیه جلسات رو هم اگه گزارش کنی خیلی خوشحال میشم.
سلام برادر! با تاخیر پیغام می ذارم و نمی دونم بحثتون به کجا کشیده. ولی اگر ادعای استقلال از فرقه های اصلی مسیحیت داره، می تونی ارجاعش بدی به ماجرای انتخاب 4 انجیل اصلی (چه شد که فقط انجیل چهار حواری برگزیده شد). خصوصا انجیل برنابا رو بهش معرفی کن که (از نظر مراجع اصلی مسیحیت) رد شده به حساب می آید و شباهتهای زیادی به اعتقادات ما دارد (از جمله در مورد عروج مسیح). ویکیپدیا سر بزنی دستت می آد ماجرا چیه…
سلام اخوی
یکی دو جلسه بعد از این پست هم با هم صحبت کردیم، اما فعلا یه دو سه هفته هست که به دلیل درپیش بودن آزمون کندیدیسی، جلسات رو تعطیل کرده ام و نمی روم.
در زمینه نقش کلیسا در انتخاب این 4 روایت فعلی و حذف مابقی روایت ها هم اتفاقا ازش پرسیدم و گفتم پس این چه اسنقلالیه که شما دارید؟ رسما یه جواب مبهم داد تو این مایه ها که منظور تو از کلیسا چیه و کلیسای کاتولیک در لغط به معنی کلیسای جهانیه (معنی لغوی کاتولیک!) و اون موقع کاتولیک به این معنی الان نبوده و …
البته متاسفانه انجیل برنابا یادم نیومد اون موقع که مطرحش کنم.
به هرحال دستت درست که به فکری برادر.