Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اوت 2011

کلمه سواء

این یادداشت کوتاه در پاسخ به دعوت دوستی در «آئین مدارا» نوشته می شود. عطف به مباحثات قبلیمان و شناخت نسبی پیش زمینه های فکری او، و چون موضوع برای خودم هم نسبتا مهم است، دعوتش را قبول کردم. شاید مساله ای که دوستمان طرح کرده، بیشتر معطوف به اتفاقات نسبتا پرشتاب اجتماعی و سیاسی دوسال اخیر باشد و ظاهرا یکی از همین سری اتفاقات و حواشی آن، بهانه نوشتن متن بوده است:

«شاید فکر درباره‌ی این موضوع، اگرچه که چیز جدیدی نیست و شاید از دو سال پیش کم و بیش به آن فکر می‌کنم، اما حدود چهل روز پیش به‌طور جدی ذهنم را درگیر کرد. آن وقتی که پس از فوت […] مرحوم هدی صابر، دوستی در جایی نوشته‌بود…»

هرچند در بخشهایی از مطلبی که او نوشته با هم اختلاف نظر داریم، اما مبنای این نوشته، بیشتر آن دغدغه مشترک است، نه آن موارد مورد اختلاف.

شاید خیلی منطقی نباشد که حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی را از هم جدا بدانیم، اما من ترجیح می دهم بیشتر به جنبه های اجتماعی موضوع بپردازم تا جنبه های سیاسی آن. دعواهای سیاسی، شدیدتر از دوسال اخیر در دوره های قبلی هم در جریان بوده اند. مساله مهمتر که بیشتر باید مورد توجه باشد، اختلافات، دودستگی ها و چند دستگی های اجتماعی است. موضوع منحصر به دوسال اخیر هم نیست و اتفاقی که افتاده است، صرفا این بوده که آن اختلافات عمیق تر [عقیدتی] بیشتر فرصت ظهور پیدا کرده اند. با این مقدمه و نظر به اینکه قرار نیست در اینجا حرفی از سیاست و موضوعات فعلی مطرح در آن باشد، فکر می کنم می شود و باید در بعد روابط اجتماعی، به منظور رفع کدورتها و پر کردن شکافهای به وجود آمده تلاش کرد.

مساله اولی که در آئین مدارا هم به آن اشاره شده، به نظرم پرهیز از آن نگاه سیاه و سفید به آدمها، گروهها و عملکردهایشان است. ظاهرا اینطور است که به غیر از 14 نفری که ما معصوم می دانیمشان، کسی مطلقا سفید نیست. از طرف دیگر، می شود رگه هایی از درستی در حرف و عمل دوطرف ماجرا پیدا کرد که مانع از سیاهی مطلق آنها شود. هنر این است (و این بود) که در بحث ها و تحلیل هایمان، این مساله را عملا درنظر داشته باشیم. باید در عمل بپذیریم رواج تفکر غلطی مثل «مشی موسوی – شیوه فرعونی» از یک طرف و «وابسته دانستن هر نوع اعتراض به بیگانه» از طرف دیگر، منجر به توسعه پیدا کردن همین شرایط نامناسب فعلی می شود.

مساله دوم، هنر همزیستی مسالمت آمیز است. ظاهرا قرار نیست همه با هم همنظر باشند. این را همه اتفاقات و اخبار روزمره و واکنشهای ما به آنها اثبات کرده و می کند. به جای تلاش بعضا بیهوده در جهت همسو کردن نظر دیگران با خودمان، بهتر است تمرین کنیم که در صورت وجود حداقل اشتراکات لازم، همدیگر را همینطور که هستیم، بپذیریم و در حیطه آن اشتراکات با هم تعامل داشته باشیم. تا آنجا که می دانم و تا همان حدودی که با بعضی از دوستان و نزدیکان در نزدیک به دو سال اخیر در محیط اینجا در ارتباط بوده ام و حرف زده ایم، اختلاف نظرات و عقاید در حوزه مسائل اخیر کم نیست. این را می شود از طرق مختلفی هم فهمید، مثل علایق و فعالیتهای افراد در محیط های مجازی. با اینحال، تجربه هایی نظیر مراسم مذهبی سالیانه، جلسات هفتگی قرآن و کلا جمع شدن های دوره ای حول مشترکات عموما فرهنگی و مذهبی، نشان داده اند که می شود آن نظرات و ایده های اختلافی را فعلا کنار گذاشت و از فرصت بودن در کنار دیگران بهره برد. (البته این را می دانم که بخشی از این زندگی مسالمت آمیز در اینجا، به خاطر بودن در این محیط و عملا مجبور شدنمان به چشم پوشی از بعضی اختلافات است. راستش چون این شرایط در داخل کشور به این شکل مهیا نیست، عملی کردن این ایده ها هم شاید به این راحتی نباشد. اما فکر می کنم همین روش می تواند مبنای تلاش هایمان در جهت پرکردن فاصله ها باشد.)

خداوند به پیامبرش دستور می دهد  اهل کتاب را که البته با کفار متفاوتند و معتقد به مبنای رسالت و وجود قادر متعالند، به وحدت حول مشترکات دعوت کند، یعنی به «کلمه سواء». تازه آن هم بعد از بحث اختلاف برانگیزی مثل داستان تولد و رسالت مسیح (ع) و نفی تفکر مرکزی مسیحیت در آن باب:

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ

أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّـهَ وَلَا نُشْرِ‌كَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ

فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

آل عمران، آیه 64

Read Full Post »

ماه نو

ماه نو

ان شاءالله لایق این میهمانی و قدردان میزبان کریم آن باشیم

Read Full Post »